أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

169

قانون ( فارسى )

روى آوردى است و از آنجا كه تب است خودبخود مرضى است و عامل بيمارى ضعف معده هم مىشود . همينطور است سردردى كه از تب ناشى است كه اگر شدت يافت و پايدارى زياد كرد ، گذشته از اينكه خودبخود نشانهء تب است بيمارى نيز هست و امكان دارد كه مرض برسام يا سرسام « 6 » را بدنبال داشته باشد كه در اين حالت علت اين دو بيمارى مىشود . فصل دوم - حالات تن و نوع بيمارىها بعقيدهء جالينوس براى بدن انسان سه حالت وجود دارد كه عبارتند از : تندرستى ، بيمارى ، حالت واسط يعنى حالتى بين تندرستى و بيمارى . اينك هر سه حالت را به ترتيب بيان مىكنيم : 1 - تندرستى حالتى را گويند كه بدن انسان از حيث مزاج و تركيب در چنان كيفيتى باشد كه كنش‌هاى آن جملگى درست و صحيح باشند . 2 - بيمارى حالتى است كه در نقطه مقابل و مخالف حالت تندرستى باشد . 3 - حالت واسط تندرستى و بيمارى آن است كه در آن نه تندرستى كامل و نه بيمارى كامل براى تن وجود دارد ، مانند تن سالخوردگان و تازه شفايافتگان و نوزادان ؛ يا اينكه بهبودى و بيمارى در يك زمان باهم هستند ، چنان كه اندامى سالم و اندام ديگرى بيمار مىباشند ؛ يا اينكه سلامت و بيمارى در يك اندام گرد آمده‌اند ولى نوع سلامت و نوع بيمارى باهم متفاوت مىباشند ، مثلا اندام در شكل و هيئت سالم و در اندازه و وضع ناسالم مىباشند ؛ سرانجام ممكن است تن يا اندام مورد نظر از حيث شكل و اندازه و وضع درست باشد و براى تاثيرپذيرى در يك حالت باشد ليكن كنش دو حالت تندرستى و بيمارى متعادل نباشد . يا اينكه تاثير بخشى تندرستى و بيمارى در پى هم‌ديگر آيند و در دو زمان آن را دربرگيرند ، مانند كسانى كه در زمستان تندرست و در تابستان بيمار مىشوند . بيمارىها : بيمارى دو نوع است : بيمارى ساده و بيمارى مركب . بيمارى ساده آن است كه فقط يك نوع از بيمارى مزاج و يا تنها يكى از بيماريهاى مركب ( كه ذكر خواهد شد ) باشد . بيمارى مركب بيمارئى را گويند كه دو ضد يا اضداد

--> ( 6 ) - سرسام يا فرنيت ( Phrenitis ) اختلالات شعورى و هذيان حاد است كه ممكن است همراه يا بدون التهاب پرده‌هاى مغز باشد . ابن سينا سرسام را ورم يا التهاب گرم نرم‌شامه يا سخت‌شامه بدون التهاب جسم مغز مىداند . با اين تعبير مىتوان آن را معادل مننژيت دانست .